موضوعات كالبدشناسي و طبي ديگر به نگارش پرداخت‌. مهم‌ترين نوشتهٴ موجود او يك رسالهٴ مقدماتي كالبدشناسي است كه قديم‌ترين رساله در فهرست اصطلاحات كالبدشناسي به شمار مي‌رود. رسالهٴ ديگر او دربارهٴ كالبدشناسي بدن انسان حاوي قديم‌ترين توصيف كبد به صورت‌ عضو پنج بخشي است‌. رسالهٴ كوتاه او دربارهٴ نبض‌1 بسيار مهم است‌، چون حاوي تعريف‌ خوبي است از نبض و اشاره‌اي عالي به اين كه ضربان نبض و قلب با انقباض قلب (نه با انبساط قلب‌) متناظر است‌.2 اين رساله نشان‌دهندهٴ نخستين كوشش است در جهت قرار دادن‌ آسيب‌شناسي بر مبناي كالبدشناسي و وظايف‌الاعضاشناسي‌. بسياري از بيماري‌ها يا علايم آنها براي اول بار به وسيلهٴ او توصيف شده (ازقبيل خيارك‌) و او توصيه‌هاي بهداشتي خوبي كرده‌ است (از قبيل جوشاندن آب مشكوك پيش از استفاده از آن‌). جالب‌ترين قسمت جراحي او توصيف روش‌هايش در مورد جلوگيري از خون‌ريزي است‌.

سورانوس افسسي‌

سورانوس‌3 در افسس زاده شد، در زمان تراژان و هادريان (يعني 98 - 138) در روم برآمد. كالبدشناس و پزشك يوناني‌، برجسته‌ترين نمايندهٴ مكتب اصولي (متديست‌)، بزرگ‌ترين‌ پزشك بيماري‌هاي زنان در اعصار قديم‌. مهم‌ترين اثر او رساله‌اي در بيماري‌هاي زنان‌، مامايي و بيماري‌هاي كودكان است‌، حاوي توصيف استادانهٴ بسياري از بيماري‌ها و توصيه‌هاي درماني‌ معقول‌. توصيف شايسته‌اي از رحم‌. استعمال اسپكولوم‌4، صندلي زايمان‌، و ابزاري براي تزريق‌ به داخل رحم‌. قديم‌ترين شرح زندگي بقراط را به سورانوس مديونيم‌.5

مترودورا6

شايد اين بهترين فرصتي است تا چند كلمه‌اي دربارهٴ اين پزشك زن گفته شود، كه دربارهٴ او


1 .اول بار به وسيلهٴ يك ترجمهٴ لاتيني مربوط به سدهٴ دوازدهم شناخته شد وبه وسيلهٴ vol. 8, 330 sq) Chartier )به عنوان اثري از جالينوس منتشر شد، نخستين چاپ يوناني از Daremberg: Traite sur le Pouls  (پاريس‌، 1846، با ترجمهٴ يوناني‌). دارمبرگ آن را اثري غير اصيل ولي معاصر دانست‌.
2 .گرچه‌، اين مطلب فراموش شد و در سدهٴ هفدهم دوباره به وسيلهٴ هاروي كشف شد، با اين حال نخستين گام به سوي كشف بزرگ هاروي بود.
Soranos .3
Speculum .4
5 .بايد توجه داشت كه تأثير سورانوس در پيش‌رفت طب قرون وسطي فقط به‌طور غير مستقيم از طريق اقتباس لاتيني موشيون صورت گرفت (نك نيمهٴ اول‌ سدهٴ ششم‌).
Metrodora .6